عاشقانه نوشتن راستش اصلا معنی نمی دهد وقتی آدم هایی ک دوستشان داری درگیر مشکلاتی این قدر بزرگند... مسئولین ما اجازه نفس کشیدن ک نمی دهند، هنوز گرانی بنزین را رد نکرده ای، سقوط هواپیما... هنوز با این کنار نیامده ای، کرونا... هنوز هیچ اقدامی برای کرونا انجام نشده، سیل... زلزله هم ک توی این همه پریشانی از یاد رفت وگرنه مدیونید اگر فکر کنید حتی اقدام کوچکی برای ایمن سازی انجام شده باشد!
قرنطینه شهر راه حل نسبتا خوبی است. آنقدرها هم هزینه ندارد اما به جایش یک دفعه اطلاع دادند ک خوابگاه دانشگاه ها بسته می شود. بعد هم دانشجوهای سرگردانی ک حتی نمی دانستند کرونا دارند یا نه، فرستاده شدند به شهرهایشان، تا اگر احیانا شهری هست ک از کرونا در امان مانده، آن هم کرونایی شود!
از آن طرف دوباره گفتند شنبه دانشگاه باز است! خب یکدفعه بیایید کرونا را به همه ایران تزریق کنید دیگر! چرا خودتان را اذیت می کنید؟
باران از پریشب تا الان بی وقفه ادامه داشته، لرستان در معرض سیل است و نگران سجاد ام... نگران شهرهایی ک عید سیل آمد و الان دوباره ممکن است سیل بیاید و توی این 11 ماه هیچ اقدامی برایشان انجام نشده ک احتمال سیل را کم کند...
فقط تبلیغ می کنند ک بیا رای بده! نه آینده ای، نه انگیزه ای... نه دلگرمی و شادی ای... جوان های درحال مرگیم ما... جوان های پیر... خسته... جوان هایی ک اعصابمان از سیم های در معرض باران بیشتر اتصالی دارد...
برچسب:
نویسنده: شیوا مرادی