خرید بک لینک

هیچ وقت فوتبالی نبوده ام... ب گمانم هیچ وقت هم نخواهم شد... ولی همیشه این سوال را از خودم پرسیده ام ک اصلا طبق کدام منطق حضور خانم ها در استادیوم ممنوع اعلام شده است؟ آن هم وقتی ک به تجربه ثابت شده آقایان در حضور خانم ها مودب تر اند. و فحاشی و ناسزاگویی عموما در مکان هایی رخ می دهد ک خانم ها حضور ندارند. و حضور خانم ها ب بهتر شدن فضای ورزشگاه ها کمک می کند.

گاهی وقت ها ممنوعیت بعضی چیزها را درک نمی کنم. منطقی ک قرار است پشت آن باشد را نمی یابم. مثلا چرا خانم ها می توانند گواهینامه ماشین بگیرند، اما موتور نه؟ مثلا فرق موتور با ماشین یا با دوچرخه چیست؟ و اصلا مگر خطر موتور برای خانم ها بیشتر از آقایان است؟

دو سه سال پیش موقع پخش یک مسابقه ی فوتبال با دوست هایم توی یک کافه نشسته بودیم و از شوق و ذوق آدم هایی ک آنجا نشسته بودند ما هم ب هیجان آمده بودیم. امسال حتی آن را هم گفتند ک ممنوع شده! خب چرا؟ با چه منطقی؟

چرا بعضی جملات کتاب ها و فیلم ها هنگام ترجمه یا پس از آن به دلخواه تغییر یافته و حذف می شوند؟ رمان عاشقانه ای داشتم چاپ سال 91، ک هنگام خواندنش احساس می کردم چرا بعضی بخش ها غیر قابل فهم اند. بعدتر نسخه قدیمی تری از آن را یافتم ک برای سال 81 بود، همان ترجمه ولی بدون حذفیات. و متوجه نشدم ک از سال 81 تا 91 چه اتفاقی افتاده ک آن جمله ها نادرست تلقی شده اند؟ (چیزی هم نبود مگر اشاره به بوسه ای، یا در آغوش گرفتنی... که بودنشان در یک داستان عاشقانه آن قدرها هم نباید عجیب باشد)

و یا این ک بعضی آهنگ ها می شود مجاز و بعضی ها می شود زیرزمینی. آن هم در حالی ک از نظر جمله و تم شعر و آهنگ اصلا آن قدری با هم تفاوت ندارند ک بتوان دلیلش را درک کرد. نمونه اش هم غیرمجاز بودن بعضی خواننده ها و آهنگ های سال های قبل، ک همان ها در سال های بعد مجاز شدند! خب چرا؟ اصلا اهل آهنگ هم نیستم... اهل تلویزیون هم نیستم... ولی کلی علامت سوال دارم ک منطق پشت این کارها چیست...

برچسب: نویسنده: شیوا مرادی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:49

صفحه بندی