بیا هم دیگه رو همین جوری دوست داشته باشیم. از اون دوست داشتنا که هیچ وقت تموم نشه، از اون دوست داشتنا که هیچ وقت عادی نشه. همیشه صدای جیغ و خنده مون بیاد.
عجیبه که یه روزایی هم بوده ک من بدون تو زندگی می کردم. مثل اینه ک یه لنز دوربینم کم بوده. انگار یه قسمتی از من جا مونده بود جایی ولی بدون این ک برگردم عقب، اومد و نشست سر جاش، درست وسط قلبم...
کبوتر جلد منی. هرجا بری برمی گردی ب آشیونه ت. می دونی که می گی. می دونم که می گم... قهر آره، ولی همین جا بغل دست خودم!
برچسب:
نویسنده: شیوا مرادی