من عاشق ریل های راه آهنم... عاشق جاده ای که میپیچه و جلو میره و تو رو به سمت ناشناخته ها دعوت میکنه... عاشق گیاهای سبز شده توی ریل ها، عاشق خونه های پشت ریل ها... عاشق اون حیاطی که وسطش یه حوض آبی داشت و عاشق سگی که رو لبه ی حوض استراحت میکرد...
تا همین چند روز پیش به کلی یادم رفته بود یه زمانی چقددددر دوست داشتم با قطار تنها سفر برم(و این فقط شامل قطار میشه
برچسب:
نویسنده: شیوا مرادی