خرید بک لینک

نتیجه آزمون مبینا اومده و ناامیدکننده ترین چیزیه که حتی نمی تونم بگم می تونستم تصورش کنم... خیلی سخته یه بچه ی هجده ساله رو متقاعد کنی یک سال سختی کشیدن بهتر از یه عمر سختی کشیدنه. چون طبیعتش بیشتر گرایش به شیطنت داره و بدترش اینه که دوست پسر داره و حاضر نیست یه سال بذاردش کنار... بدی دخترا اینه که زیادی با دلشون جلو میرن. حالا اگه دوست پسرش میخواست کنکور بده، اولین کاری که میکرد کنار گذاشتن مبینا بود...

پ.ن: پروکسیم یه کانال تبلیغ کرده بود که ری اکشن های منفی رو بسته بود... اینم یه مدل دیکتاتوری مدرنه...

پ.ن 2: همسایه مون مربا درست کرده و برامون آورده. انقدم خوشمزه و ترش و شیرین درست میکنه که بیریخت مثل جویی موقع خوردن خودشو مربایی میکنه...

پ.ن3: اون اولا که بیریخت میگفت من هله و هوله و بستنی نمیخورم برا عضله بده ها، همه ش جذب مشتری بود. بستنیا رو قایم نکنم همه رو یه روزه میخوره...

پ.ن4: "وقتی یه پست رو آرشیو می کنیم کدوم گوری میره؟" اینم از نحوه سرچ زدن من...

برچسب: نویسنده: شیوا مرادی تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1402 ساعت: 17:28

صفحه بندی