ظهرهای زرد روشن

متن مرتبط با «نبود» در سایت ظهرهای زرد روشن نوشته شده است

دیزی عاشق گتسبی نبود...

  • نیلوبلاگ

    بعضی حس ها فقط با مردن آدم است ک می میرند... مثل عشق. اصلا نمی دانی چیست و از کجا می آید... فقط می دانی ک هر روز و هر روز تو را در خود مچاله می کند... تو را در هم می فشارد و اصلا برایش مهم نیست ک این ...

    ادامه مطلب
  • فضای اتاق برای پرواز کافی نبود...

  • نیلوبلاگ

    می گی ببخش مریضم. هیچ وقت ندیده بودم کسی برای این که مریضه عذرخواهی کنه. دستات تو دستم سرده. می گم باز خل شدی. صدام می زنی. می گم جونم؟ می گی دوست دارم. دست می کشم تو ته ریشت که خیلی دوسش دارم. می گم عشق منی تو. دوباره صدام می زنی. نگام می کنی می گی دوست دارم. می خندم. مثل بچه ها از مریضی می ترسی. جفتمون می ترسیم. می گم عاشقتم زشتم. می خندی. یادمه همیشه اعتراض می کردی می گفتی اسم خودمو بگو. می گفت...

    ادامه مطلب