ظهرهای زرد روشن

متن مرتبط با «عبور» در سایت ظهرهای زرد روشن نوشته شده است

عبور

  • نیلوبلاگ

    چ دنیای عجیبیه. آدما میان تو زندگیت و می رن. اما یه بخشی از خاطراتت با اونا مشترک می مونه. گاهی حتی اسماشونو فراموش می کنی. یا چهره هاشونو... گمونم من زیادی احساساتی ام. وقتی ب کسی می گم ک من ب آدمای قدیمی زندگیم فکر می کنم، نگاهشون یه جوری می شه...خیلی وقت بود ک دلتنگ بودم. دلتنگ آدمایی ک قبلا تو زندگیم بودن. آدمایی ک دوسشون داشتم... دارم... دلتنگ بابا و عزیز... دلتنگ محبوبه، مریم، امیر... دلتنگ...

    ادامه مطلب