
حتی رمزها به کوچکی و بزرگی حروف حساسند... آنوقت تو چطور انتظار داری من ب حرف های کوچک و بزرگ تو حساس نباشم؟ حواسم هست که نوشتن دلگیری، یعنی مرور دوباره و یادآوری و چه و چه و چه... اما امشب سد دارد می شکند و من هیچ راهی جز نوشتن بلد نیستم...همه جا که تاریک می شود، این مستطیل کوچک که کف دست جا می شود، با آن نور سفیدی ک می پراکند، می شود خدای دنیای کوچک من... من که خواب هایم دست خودم نیست... اگر بود...
ادامه مطلب